معجزات قران،پیشگوییهای اسلام،ظهور مهدی(عج)

بار دیگر امریكا و آل سعود

. با اطمینان می گوییم كه حادثه مكه جدای از سیاست اصولی جهانخواران درقلع و قمع مسلمانان آزاده نیست . ما با اعلام برائت از مشركین تصمیم بر آزادی انرژی متراكم جهان اسلام داشته و داریم . و به یاری خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزی این كار صورت خواهد گرفت .
 
 

"... و بار دیگر امریكا و آل سعود، برخلاف راه و رسم آزادگی ، از زنان و مردان ، از مادران و پدران شهید، از جانبازان بی پناه ما كشته ها گرفتند؛ و در آخرین لحظات نیز با ناجوانمردی و قساوت بر پیكر نیمه جان سالخوردگان و بر دهان تشنه و خشكیده مظلومان ما تازیانه زدند و انتقام خود را از آنان گرفتند. انتقام از چه كسانی و از چه گناهی ؟ ...  انتقام از كسانی كه همچون ابراهیم - علیه السلام – از بت شكنی برمی گشتند؛ شاه را شكسته بودند؛ شوروی و امریكا را شكسته بودند؛ كفر ونفاق را خرد كرده بودند. همانها كه ... به خوبی می دانند كه ابی سفیان و ابی لهب و ابی جهل برای انتقام در كمین نشسته اند؛ و با خود می گویند مگر هنوز لات و هبل در كعبه اند. آری ، خطرناكتراز آن بتها، اما در چهره و فریبی نو. آنها می دانند كه امروز حرم ، حرم است اما نه برای ناس ، كه برای امریكا! و كسی كه به امریكا لبیك نگوید و به خدای كعبه رو آورد سزاوارانتقام خواهد شد.


بالاخره در تاریخ اسلام می بایست آن شمشیر كفر و نفاقی كه در لباس دروغین احرام یزیدیان و جیره خواران بنی امیه - علیهم لعنه الله - برای نابودی وقتل بهترین فرزندان راستین پیامبر اسلام ، یعنی حضرت ابی عبدالله الحسین - علیه السلام - و یاوران با وفای او، پنهان شده بود مجددا از لباس همان میراث خواران بنی سفیان به درآید و گلوی پاك و مطهر یاوران حسین - علیه السلام - را در آن هوای گرم ، در كربلای حجاز و در قتلگاه حرم ، پاره كند.


... با اطمینان می گوییم كه حادثه مكه جدای از سیاست اصولی جهانخواران درقلع و قمع مسلمانان آزاده نیست . ما با اعلام برائت از مشركین تصمیم بر آزادی انرژی متراكم جهان اسلام داشته و داریم . و به یاری خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزی این كار صورت خواهد گرفت . ان شاءالله ما نخواهیم گذاشت از كعبه و حج ، این منبربزرگی كه بر بلندای بام انسانیت باید صدای مظلومان را به همه عالم منعكس سازد وآوای توحید را طنین اندازد، صدای سازش با امریكا و شوروی و كفر و شرك نواخته شود. و از خدا می خواهیم كه این قدرت را به ما ارزانی دارد كه نه تنها از كعبه مسلمین ، كه از كلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ امریكا و شوروی را به صدا درآوریم .

 

همه باید ازمرداب و باتلاق و سكوت و سكونی كه كارگزاران سیاست امریكا و شوروی بر آن تخم مرگ و اسارت پاشیده اند به درآییم و به سوی دریایی كه زمزم از آن جوشیده است روانه شویم ؛ و پرده كعبه و حرم خدا را كه به دست نامحرمان نجس امریكا و امریكازاده ها آلوده شده است با اشك چشم خویش شستشو دهیم .

قسمتهایی از پیام امام خمینی(ره) در كشتار خونین مكه - ۲۹ تیر ۱۳۶۷

 

آری حادثه مكه توانست فلسفه واقعی حج ابراهیمی را بیش از پیش روشن كند.ما نیزكوشیده ایم زوایایی از این حادثه تلخ را منعكس كنیم تا یادآور آنهایی باشند كه در مسلخ عشق و در راه رضای حق توسط پلیدترین انسانها و ایادی آنها قربانی شدند:
 

 

۱- آل سعود در تبلیغات خویش گفتند:

تظاهركنندگان شعارهای غیر اسلامی و شرك آلود حمل می كردند!!

پوستر فوق یكی از آنهاست!!

دعوت به اتحاد همه مسلملنان!!از دید آل سعود شرك آلود است!!

 ۲- بنابر ادعای آل سعود، خرابكاران ایرانی راهپیمایی اخلالگرانه كردند!!

سند آن در عكس فوق پیدا است!!

ایرانیان پلاكاردی را حمل می كنند كه از یك خرابكار!!تروریست!!(سلیمان خاطر) كه چند اسراییلی بی گناه!! را به گلوله بسته و سپس بدست مبارك!! به قتل رسیده، تجلیل شده است.

آیا این خود بهترین سند نیست؟!!

- رژیم آل سعود گفت:

راهپیمایان آماده درگیری بودند!!

لحظه ای پس از شروع درگیری را شاهدید.

چه كسی آماده بوده و حمله كرده است؟!!

۴- رییس پلیس رژیم آل سعود اعلام كرد:

درگیری پس از آنكه ایرانیان پلیس را محاصره كردند، آغاز شد!!

البته آل سعود در اطلاعیه رسمی شماره یك ادعا كردند كه درگیری ابتدا بین ایرانیان و حجاج دیگر آغاز شد و پلیس برای جدا كردن طرفین مداخله كرد!!

عكس رسواكننده هر دو ادعای متناقض است.

كسی جز پلیس سعودی در عكس نیست.

و او حمله كرده است تا ... امنیت یافتگان خدا را به شهادت برساند...

۵- این هم چماق!!

برای زدن برسر حجاج و نیروهای امنیتی!!

این كه دیگر عكس روز حادثه ات!! جای انكار هم ندارد

فقط!! بقایای آتش!! چیز دیگری می گوید

پرچم آمریكا ... آن شیئی مقدس !! آتش گرفته و سوخته!!

و بقایای آن پیدا است.

یك پرچم دیگر آماده است!!

اصولا كسی در عكس جز ایرانیان نیست كه این چماق(چندین بربار باتوم پلیس سعودی)بر سر او فرود آید.

  ۶- مزدوران آل سعود

با هر چه در دست داشتند بر سر مردم زدند

چوب...چماق...آهن...سیخ...چاقو...سنگ...باتوم...گلوله و ... حتی سطل خاك

  ۷- آل سعود ادعا می كنند:

تظاهركنندگان قصد اشغال حرم داشتند!!

این چهره برائت جویان از مشركین است

جانباز بر روی چرخ!!! با پای معلول خویش! قصد اشغال حرم داشته است؟!

آۀ سعود به هیچ كس رحم نكردند.

و در دروغ ... بی پروا بودند.

  ۸- ناخن گیر، قیچی كوتاه كردن شارب و ...

سلاح اشغالگران حرم!!! برای مقابله با نیروهای خادم الحرمین الشریفین بود.

بعد از جمعه خونین این سلاح ها!! هر روز با خشونت پلیس سعودی دم دربهای ورودی مسجد الحرام از امنیت یافتگان حرم الهی كشف و ضبط شد!!

تا با چاپ آن پس از "یازده روز" ثابت كنند كه ... آل سعود بهترین سلاحهای پیشرفته جهانی را از ایرانیان یافته اند!!!

 ۹- عدد فوق چیست؟! كه بر روی كارد!! نقش بسته است!!
آۀ سعود مدعیند كه آنها را از حجاج ایرانی گرفته اند!!

جدا راستگویند!! " 17452" شماره كاروانی است كه بعد از فاجعه خونین آل سعود با حمله به آن (مانند دیگر كاروانها) این كاردها را از آن مصادره كردند!!

آل سعود اینگونه احترام و امنیت مال مسلمانان را حفظ كردند.
اینها نیز برای اولین بار پانزده روز پس از فاجعه چاپ شده اند.

  ۱۰- اینها نیز سلاحهای مصادره شده از ایرانیان است!!

در اینكه قلوه سنگها سند محكمی است بر اینكه ایرانیان آنها را انداخته اند هیچ كس حق ندارد شك كند!!

تبلیغات بی محتوای آل سعود!! آبروی آنها را برد!!

  ۱۱- در سلاحهای خرابكاران!! نوار ضبط صوت نیز هست!!

دیگر این چیست؟!

پلیس آل سعود در یورش به كاروانهای ایرانین همه چیز را به غارت بردند!!

و اینچنین خود را رسوا كردند.

 ۱۲- افتخار آل سعود پذیرایی از مهمانان خدا است!!

بر در و دیوار شعار "مرحبا بضیوف الرحمن" نوشته شده است.

و در كف خیابان مسجد الحرام اینها میهمانان خدایند كه اینگونه بر روی آسفالت گرم پذیرایی شده اند!!

 ۱۳- گوشه ای از درگیری
اصلا پلیس سعودی شروع كننده نبوده است!!؟

 ۱۴- آل سعود ... مدعیان خدمت حرمین شریفین!!

در سرزمین امن الهی!!

ایگونه بر فرق زنان بی پناه و بی دفاع كوبیدند.

 ۱۵- آل سعود ... مدعیان رهبری جهان عرب در مبارزات با اسراییل!! در حالی كه تحت سلطه آمریكا زیست می كنند.
حمل كنندگان قدس(سمبل مظلومیت اسلام در عصر حاضر) را به شهادت رساندند. و ماكت قدس را نیز!!!

۱۶- همه باید انتقام پس دهند!!

هر كس :فریاد برائت" سر دهد سرش می شكند!!

آل سعود به پیرمرد ... پیر زن ... جانباز ... جوان ... اینگونه پاسخ می دهند!!

دست مریزاد!!

  ۱۷- یك میهمان خدا با چهره غرق در خون ... و پهلوی شكافته بر دستها حمل می شود به كجا؟ به كدامین سمت؟ همه راهها بسته و مردم در محاصره هستند.

پلیس سعودی و مزدورانش ... ابتدا همه راهها را بستند سپس با كارد، سیخ میل آهنی و گلوله ... به كشتارمردم پرداختند.

- آلات و ادوات جنگی كه تظاهركنندگان اخلالگر به همراه خود داشته اند!!

قمقمه آب ... پرچم لااله لال الله ... دمپایی ... كیف پول و ...

برای همین، آل سعود پس از فتح قهرمانانه!! غنائم این جنگ را به نفع خویش غارت كردند!!

مرحبا به حرمت نگهداران میهمان خدا.

منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :عمومی ،
  • «دروازه قرآن» و نمادهای اُبلیسک در شیراز

    «دروازه قرآن» و نمادهای اُبلیسک در شیراز

     

    یادداشت اوّل: یهودیان دماوند، فراماسونری و نماد ابلیسک

    متن کامل سه یادداشت درباره نمادهای شیطانی بهمراه تصاویر به صورت PDF برای چاپ

     

    1- در یادداشت پیشین درباره نماد ابلیسک Obelisk و جایگاه «مقدس» آن در فرقه‌های شیطانی، از جمله فراماسونری، سخن گفتم. اشاره کردم که ابلیسک نمادی است از آلت تناسلی شیطان به معنای دخول شیطان در کالبد انسان یا تسلیم روح خود به شیطان. به این دلیل، از دوران کهن ابلیسک «آلت تناسلی بعل» Shaft of Baal نیز خوانده می‌شد. «بعل»، به معنی «استاد» و «ارباب»، خدای کهن ادیان غیرابراهیمی در تمدن‌های شرق مدیترانه و بین‌النهرین بود. این همان «خدایی» است که در تمدن‌های گوناگون اسامی گوناگون به خود گرفته، مانند مردوخ و نمرود و داگان و اوزیریس و غیره، و در ادیان ابراهیمی «شیطان» خوانده می‌شود. در تمامی فرقه‌های شیطانی معاصر، مانند ایلومیناتی و فراماسونری، این «خدا» با نام «لوسیفر» مورد پرستش است. نمادهای «لوسیفر»، از جمله ابلیسک، از گذشته کهن تا به امروز بلاتغییر مانده است.

    در مسیحیت نام «بعل» به عنوان مترادف «شیطان» به کار می‌رفت. و گفتیم که این همان نماد شیطان است که در مراسم حج توسط میلیون‌ها زائر سنگباران می‌شد و در سال‌های اخیر حکومت سعودی آن را حذف کرد و به جایش دیواری ساده گذارد. این حذف به دلیل نقش لرد فاستر (سِر نورمن فاستر)، معمار و ماسون نامدار، در بازسازی مکه است.

     

     

    نقشی از آنتونیوس پیوس، امپراتور روم، که نماد ابلیسک یا «آلت بعل» به شکل آلت تناسلی نشان داده شده
    (امپراتوران روم خود را از تبار خدایان می‌دانستند)

     2- در یادداشت پیشین دو نمونه از کاربرد «ابلیسک» را در معماری ساختمان جدید مجلس و ساختمان مؤسسه مالی و اعتباری قوامین، واقع در میدان آرژانتین و مشرف بر مصلای تهران، نشان دادم. در روزهای اخیر با دو نمونه عجیب در شیراز آشنا شدم.

    شیراز از دیرباز دارای مدخلی مقدس بود که این شهر را از سایر شهرهای ایران متمایز می‌کرد. این مدخل «دروازه قرآن» نام دارد که در بلندی، در «تنگ الله اکبر»، واقع بوده و به‌طور کامل بر شهر مُشرف است. بنای فوق در زمان حکومت شیعی عضدالدوله دیلمی در دروازه شمالی شیراز (راه شیراز به اصفهان) احداث گردید و قرآنی در آن جای داده شد تا مسافران با گذر از زیر آن متبرک شوند. بعدها، کریم خان زند این دروازه را بازسازی کرد و دو جلد قرآن بزرگ نفیس، به خط سلطان ابراهیم بن شاهرخ تیموری، در اتاقک بالای آن جای داد. این قرآن‌ها، که به «قرآن هفده من» معروف‌اند، گویا اکنون از دروازه قرآن به موزه پارس انتقال یافته است. زائران بقاع مقدسه شیراز، به‌ویژه حرم مطهر حضرت احمد بن موسی شاه چراغ (س)، پسر ارشد امام موسی کاظم (ع) و برادر بزرگ امام رضا (ع)، هماره فراوان بوده‌اند و آنان که از سمت شمال وارد شیراز می‌شدند در این مکان اوّلین زیارت‌نامه خود را می‌خواندند.

    معهذا، در شیراز بنایی دیگر وجود دارد که از نیمه دوّم سده نوزدهم میلادی این شهر را به یکی از زیارتگاه‌های اصلی فرقه بابی- بهایی بدل ساخته است: خانه علی‌محمد باب بنیانگذار بابیه در کوچه شمشیرگرها. در دوران متأخر قاجاریه و دوران پهلوی، زائران بابی- بهائی که از دروازه قرآن وارد شیراز می‌شدند اندک نبودند. اینان نیز، به‌ناچار، از همان دروازه قرآن مناسک خود را آغاز می‌کردند. مطلعین محلی می‌گویند امروزه نیز زوار بابی- بهائی کم نیستند؛ اینان در دروازه قرآن زیارت‌نامه می‌خوانند و مناسک خود را آغاز می‌کنند.

    در دو دهه اخیر در دروازه شمالی شیراز تغییراتی انجام گرفته. در پی این تغییرات، دروازه قرآن کارکرد دینی دیرین خود را از دست داده و به یادمانی صرفاً تاریخی- نمایشی بدل شده. بزرگ‌راه شیراز به اصفهان از کنار این دروازه می‌گذرد نه از زیر آن. به عبارت دیگر، برخلاف گذشته، گذر از زیر دروازه قرآن زائران و مسافران را متبرک نمی‌کند. در بازسازی جاده «تنگ الله اکبر»، محل وقوع دروازه قرآن، تمهیدی برای حفظ سنت کهن شیعی دروازه قرآن، آن‌گونه که آل‌بویه اندیشید و بنیاد نهاد، اندیشیده نشده. این درست است که احداث بزرگ‌راه در زیر دروازه قرآن ممکن نبود، و به آن آسیب می‌رسانید، ولی یافتن راهکاری برای حفظ این سنت دینی ممکن بود. می‌شد دروازه‌ای بزرگ‌تر، در محلی دورتر، احداث کرد که همان سنت را با بزرگ‌راه‌های جدید انطباق دهد. چگونه ممکن است با هزینه‌های سنگین در همین منطقه نمادهای ابلیسک ساخت، چنان‌که در سطور بعد خواهیم دید، ولی تمهیدی برای حفظ سنت «دروازه قرآن» نیندیشید؟

    در سال‌های اخیر، در دو سوی بنای کهن دروازه قرآن دو بنای جدید احداث شده که به‌کلی این نماد کهن اسلامی را تحت‌الشعاع خود قرار داده. در مدخل کنونی شیراز، در فاصله‌ای اندک در شمال دروازه قرآن که اکنون پلیس راه شیراز- اصفهان واقع است، سه نماد ابلیسک احداث شده. ابلیسک‌های سه‌گانه فوق بسیار شبیه به «برج روسیه» Russia Tower است.

    «راشیا تاور» را همان لرد فاستر تیمس بنک (سِر نورمن فاستر)، [1] معمار و ماسون بلندپایه، در «مرکز تجارت جهانی» مسکو، [2] می‌سازد؛ همو که بازسازی مکه را به دست گرفته و نمادهای سه‌گانه ابلیسک را از مناسک «رمی جمرات» (سنگباران شیطان) در حج حذف کرده است. بنای راشیا تاور در سپتامبر 2007 با دو میلیارد دلار بودجه آغاز شده و در سال 2012 به پایان می‌رسد. راشیا تاور 648 متر ارتفاع دارد و بلندترین برج دنیا خواهد شد. زبان فرقه‌های رازآمیز و شیطانی زبان نمادها و اعداد است. در این زبان، سال 2012 سالی خاص و «مقدس» است. آنان معتقدند که در ساعتی معین از روزی معین از سالی معین (ساعت 11:11 صبح 21 دسامبر 2012) «نظم نوین دنیوی» Novus ordo seclorum  آغاز خواهد شد.

    ابلیسک‌های سه‌گانه مدخل کنونی شیراز کپی کامل «راشیا تاور» لرد فاستر است در حدی که ماکتی از آن جلوه می‌کند. به تصاویر زیر بنگرید:

     

      

    ابلیسک «راشیا تاور» (برج روسیه) لرد فاستر در «مرکز تجارت جهانی» مسکو
    ابلیسک‌های سه‌گانه شیراز ماکتی از آن است.

     

     

    ابلیسک های سه‌گانه مدخل کنونی شیراز (شمال دروازه قرآن)

    در سال‌های اخیر، بهائیان با خرید یا ساخت خانه و مغازه در حد فاصل ابلیسک‌های فوق تا دروازه قرآن عملاً کلنی‌های بسته‌ای را در این منطقه تشکیل داده‌اند.

    ماجرا تمام نشده. در جنوب دروازه قرآن بنای عظیم و عجیب دیگری در دست احداث است به‌نام «هتل بزرگ شیراز». این هتل بر صخره‌ای عظیم بنا می‌شود و به‌کلی دروازه قرآن را تحت‌الشعاع نمای حجیم و زشت خود قرار داده است. احداث این بنا، به عنوان هتل، بر صخره سنگی فاقد توجیه اقتصادی است زیرا هزینه گزافی می‌طلبد؛ و از نظر اصول شهرسازی و معماری نیز فاقد هر گونه توجیه است. این یک اصل مسلم در شهرسازی است که بافت تاریخی شهر دست‌نخورده بماند و بناهای جدید، به‌ویژه با معماری چشمگیر، بناهای تاریخی را حقیر و کوچک نکند. یک نمونه مخالفت یونسکو با احداث برج مشرف بر میدان نقش جهان (میدان امام خمینی) در اصفهان است. به‌رغم این، نه یونسکو به احداث «هتل بزرگ شیراز» اعتراض کرد نه مقامات محلی با آن مخالفت کردند. احداث این بنا، اگر صرفاً از منظر شهرسازی نیز بنگریم، لطمه بزرگی است بر بافت تاریخی شهر شیراز.

    اقدام فوق بسیار شبیه است به اقدام لرد فاستر در احداث برج‌های بزرگ موسوم به «ابراج البیت» Abraj- al- Bait بر فراز کعبه؛ که ساختمان مقدس‌ترین مکان اسلامی را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. مسلمانان فهیم این برج‌های تجاری را، که سرشار از نمادهای شیطانی و ماسونی است، «شاخ‌های شیطان» نام نهاده‌اند.

    در بررسی نمای خارجی «هتل بزرگ شیراز» روشن می‌شود که قسمت فوقانی ساختمان فوق یک هرم ناتمام است. ابلیسکی که هرم آن ناتمام است در نمادهای شیطانی- ماسونی دارای معنایی معین است: «ما سهم خود را انجام داده‌ایم و با ظهور لوسیفر (ناجی بزرگ) هرم کامل خواهد شد.» ابلیسک ناتمام همان نمادی است که بر اسکناس‌های دلار ایالات متحده آمریکا نقش شده است. بر بالای این نماد، که «مُهر بزرگ» Great Seal نام دارد، به لاتین نوشته شده: Annuit cœptis  (او از اعمال ما راضی است). در این جمله، ضمیر «او» به لوسیفر یا «خدای» طریقت‌های شیطانی بازمی‌گردد؛ که از دیدگاه ایشان سرچشمه «نور» است. و در پائین نوشته شده: Novus ordo seclorum  (نظم نوین دنیوی).

     

    هرم ناتمام مندرج در «مُهر بزرگ» دارای 13 طبقه است و در نمای بیرونی «هتل بزرگ شیراز» نیز 13 رده یا طبقه مشاهده می‌شود.

    اعداد 3، 7، 9، 11، 13، 33 و 39 در فرقه‌های رازآمیز اعداد مقدس‌اند. عدد 10 عدد الهی به‌شمار می‌رود و از دید آنان منفور است. انفجار برج‌های دوقلو در نیویورک در 11 سپتامبر 2001 (1/ 9/ 11) صورت گرفت. انفجار مادرید 911 روز بعد از انفجار نیویورک انجام گرفت. ویژگی عدد 1- 1- 9  این است که می‌توان بدون عبور از عدد 10 به عدد 11 رسید. مهندس حسین امانت، معمار نامدار بهائی که ساختمان بیت‌العدل اعظم الهی در حیفا از اوست، در بنای میدان شهیاد (آزادی) عدد 9 را فراوان به کار برده است. عدد 9 در میان بهائیان نیز مقدس است زیرا بهائیان فرقه خود را نهمین آئین از سلسله ادیان موجود می‌دانند. طریقت کهن اسکاتی، که بلندپایه‌ترین و رازآمیزترین طریقت ماسونی به‌شمار می‌رود و در تحولات مهم جهانی نقش بزرگ داشته، و بنیانگذاران دولت آمریکا مانند جرج واشنگتن از این طریقت بودند، دارای 33 درجه است. در سوی دیگر «مُهر بزرگ» آمریکا عقابی منقوش است که دم او دارای 9 پر است، 13 پیکان در یک چنگال و 13 برگ زیتون در چنگال دیگر گرفته و 13 ستاره بر فراز سر اوست.

      

     

    دروازه قرآن که امروزه به نمادی مهجور و نمایشی بدل شده
    و تحت‌الشعاع ساختمان عظیم «هتل بزرگ شیراز» قرار گرفته

     

     

     

     

    ساختمان «هتل بزرگ شیراز» که قسمت فوقانی آن به شکل هرم ناتمام است
    آن‌گونه که در «مُهر بزرگ» آمریکا مشاهده می‌شود

     

     

     

    هرم ناتمام (یک سوی «مُهر بزرگ»)

     

      

     سوی دیگر «مُهر بزرگ»
    در این نماد اعداد زیر مورد استفاده قرار گرفته است:
    دم دارای 9 پراست. عقاب 13 پیکان در یک چنگال و 13 برگ زیتون در چنگال دیگر دارد. 13 ستاره بر فراز سر اوست که در حلقه اوّلیه 6 گوشه (نماد ستاره داوود) و در حلقه خارجی 19 گوشه از ابر محصور است. هر بال عقاب دارای 33 پر است.

      

     

    برج‌های تجاری مکه (ابراج البیت)، که در واقع باید «شا‌خ‌های شیطان» خوانده شود،  سرشار از نمادهای ماسونی،
    بنای کعبه را به محاصره گرفته، کار لرد فاستر، معمار و ماسون نامدار، و «مجتمع بن لادن» [1] [2] [3]

     

     

    در سال 2012، که از دیدگاه فرقه‌های شیطانی شروع «نظم نوین دنیوی» است
    ساختمان “ابراج البیت” به پایان می‌رسد و کعبه چنین در سایه نمادهای شیطانی قرار خواهد گرفت.

     

      

    سِر نورمن فاستر (لرد فاستر تیمس بنک)، معمار نامدار و ماسون بلندپایه

    http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8713.htm#«دروازه_قرآن»_و_نمادهای_اُبلیسک_در_شیراز
     



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :عمومی ،
  • دماوند و فرقه‌های رازآمیز

    دماوند و فرقه‌های رازآمیز

    یهودیان دماوند، فراماسونری و نماد ابلیسک

    بنگرید به یادداشت دوّم: «دروازه قرآن» و نمادهای ابلیسک در شیراز

    متن کامل سه یادداشت درباره نمادهای شیطانی بهمراه تصاویر به صورت PDF برای چاپ

     

     

    خواب می‌بینم

    دماوند گران‌سنگ از میان رفته ست

    کوه کوهان

    کوه ورجاوند پیروزی

    کوه پیشانی بلند آسمان آهنگ

    از میان رفته ست

    و تهی جای عظیمش معبر بادی است پیچنده

    (سیاوش کسرایی)

     

    گاه می‌اندیشم سیاست‌های نادرست توسعه، همان سیاست‌هایی که اندکی پس از پایان جنگ آغاز شد، و «فرانکنشتین» مخلوق آن، تهران، اسطوره‌های کهن ایرانی را به واقعیت بدل می‌سازد. گویی نیرویی اهریمنی بر تهران می‌دمد که جان‌مایه خود را از «ضحاک» می‌گیرد؛ همان نماد پلیدی که در کوه دماوند، بر فراز تهران، تا «آخرالزمان» در بند است. ایرانیان ضحاک را نکشتند زیرا بر آن بودند که از رجاسات بدن او فساد جهان را خواهد آکند.

    تصویر به بند کشیدن ضحاک در کوه دماوند به دست فریدون در شاهنامه بایسنقری

    در اساطیر ایرانی، ضحاک (اژدها) نماد «ابلیس» است؛ همان‌که امروزه در غرب «لوسیفر» (Lucifer) خوانده می‌شود و پرستندگانی کثیر یافته: «شیطان پرستان». در دوران معاصر، مروج بزرگ این نحله آلیستر کرولی [1] بود که طبق روایت مشهور پدر نامشروع باربارا بوش (مادر بزرگ جرج بوش) است. [2] در سال 1966 آنتون لاوی «کلیسای شیطان» را در آمریکا بنا نهاد و در 1969 «کتاب مقدس شیطان پرستان» را منتشر نمود. [3]

    از منظر شیطان پرستان، «لوسیفر» فرشته مغضوب خداوند است که پیروانش او را «نور» و دشمنانش را «تاریکی» می‌دانند. واژه لاتین «لوسیفر»، به معنی «ستاره صبحگاهی»، نام دیگری است برای ستاره زهره (ونوس). در پاگانیسم رومی، لوسیفر «ژوپیتر» نام داشت و خدای خدایان بود. «ژوپیتر» در یونان باستان «زئوس» نامیده می‌شد. «زئوس» نیز به معنی «نورانی» و «درخشان» است. طبق باور شیطان‌پرستان، سرانجام «لوسیفر» با «ماشی یح» מָשִׁיחַ (مسیح) به تعامل و مصالحه خواهند رسید و «مسیح» زمین و زمینیان را در سهم «لوسیفر» قرار خواهد داد. بنابراین، برخلاف آرمان کسانی که به عبث ظهور مسیح (= مهدی در اسلام) را انتظار می‌کشند، در آخرالزمان این «لوسیفر» است که در زمین ظهور می‌کند نه «مسیح». آینده زمین از آن لوسیفر خواهد بود. این اعتقادات عمیق و جدّی است و باید جدّی‌شان گرفت.

    برخلاف باور اساطیری ایرانیان، که دماوند را محبس و در نهایت محل خروج ضحاک («دجال» اسلامی یا «لوسیفر» غربی= نیروی شر و تاریکی) در آخرالزمان می‌دانند، از دیدگاه تئوسوفیست‌ها و نحله‌های رازآمیز ماسونی دماوند مأمن و مخفیگاه «استادان نور» و محل خروج «موعود» و «منجی» ایشان است. از اینرو، دماوند در باورهای ماسونی- یهودی جایگاهی مقدس و برجسته دارد.

    بهرام‌شاه نائوروجی شروف (بهرام‌شاه نوروزجی صراف)، تئوسوفیست نامدار پارسی (زرتشتی) هند، مدعی است که از هیجده سالگی (1876) سیر و سیاحت خود را آغاز کرد و در مرز هند و افغانستان تصادفاً با گروهی از «زرتشتیان مخفی» آشنا شد که با نام فرقه صوفی «صاحبدلان» فعالیت می‌کردند. رهبر فرقه از بهرام‌شاه دعوت کرد که با آنان به مخفیگاه‌شان، غاری در کوه دماوند، رود. بهرام‌شاه با ایشان به ایران و به دماوند رفت، سه سال با آنان در غارشان زندگی کرد، «علم خُشنوم» را از ایشان فرا گرفت، «اسرار» را آموخت، صاحب «کرامت» شد و حتی قدرت حافظه‌اش به طرزی شگفت افزایش یافت. او به بمبئی باز گشت و در اوایل سده بیستم «دعوت» خود را علنی کرد. خورشیدجی کاما و جیوانجی مودی، سرشناس‌ترین ماسون‌های هند که هر دو پارسی بودند، از او حمایت می‌کردند. بر مبنای آموزه‌های بهرام‌شاه در سال 1910 در بمبئی «انستیتوی علم خُشنوم» تأسیس شد. در این انستیتو چهره‌های نامداری آموزش دیدند که در تحولات هند و ایران مؤثر بودند: فیروز و دینشاه شاپورجی ماسانی، فرامرز و جهانگیر سهرابجی چینی‌والا، کاماجی کاما، جمشیدجی شروف، فیروزشاه شروف، م. ایرانی و دیگران.

    طبق آموزه‌های «خُشنوم»، به‌رغم این‌که بهرام‌شاه از «استادان» خود، فرقه «صاحبدلان» دماوند، جدا شد ولی این «استادان غیبی» هماره به شکلی مرموز بر او ظاهر می‌شدند و راهنمایی‌اش می‌کردند. «فرقه صاحبدلان» مرکب از 72 تن پیروان «دین بهی» است که پس از حمله اعراب و سقوط دولت ساسانی در غاری در دماوند پنهان شدند. آنان تا به امروز زنده‌اند. این غاری ویژه است که در گذشته دور با همین هدف ساخته شد و بیگانگان را به آن راهی نیست. طبق این باورها، بهرام‌شاه ورجاوند، که هر از چند در قالب انسان به زمین بازمی‌گردد، در یکی از «بازگشت»هایش در وجود یک نظامی بلندپایه ایرانی زاده می‌شود و  رئیس فرقه مخفی دماوند را از مرگ می‌رهاند.

    این‌گونه باورهای رازگونه به ظاهر مهمل، ولی معنادار، را مأموران اطلاعاتی بریتانیا نیز رواج می‌دادند. کلنل سِر رابرت یانگهزبند، که در سال 1877 ژنرال شد، در خاطراتش مدعی است: روزی در کوه دماوند شکار می‌کرد، به‌ناگاه دری مخفی یافت، به درون غاری رفت، از سوی «صاحبدلان» مورد پذیرایی قرار گرفت، عصر به خانه باز گشت، فردا و روزهای بعد به جستجو پرداخت ولی هیچ نشانی از آن غار نیافت.

    درباره علل «تقدّس» دماوند در میان فرقه‌های رازآمیز شیطانی، اعم از فراماسونری و سایر نحله‌ها، دو علت می‌توان برشمرد:

    نخست، و مهم‌ترین، قدمت و عمق سکونت یهودیان در دماوند است. در سده هفدهم میلادی دماوند سکنه قابل توجه یهودی داشت و علاوه بر یهودیان علنی، فرقه کابالا و اعضای شبکه یهودیان مخفی «دونمه» (پیروان شابتای زوی) [1] در دماوند پیروان و مبلغینی برجسته چون شموئیل بن هارون دماوندی داشتند.

    به‌نوشته جودائیکا «گورستان و خرابه‌های کنیسه دماوند گواه بر قدمت استقرار یهودیان در این شهر است. در سده هفدهم بابایی بن لطف، مورخ یهودی- ایرانی، از یهودیان دماوند به عنوان یکی از هیجده جامعه یهودی یاد کرده که در جستجوی نسخه‌های کابالایی بودند و قربانی موج گروش اجباری به اسلام شدند. تبلیغات فرقه شابتای [دونمه] در ایران با نام شموئیل بن هارون دماوندی در پیوند است.» طبق مندرجات تاریخ یهود ایران حبیب لوی، دماوند از مراکز مهم یهودیان ایران بود و گورستان کهن آنان به‌نام «گیلعاد» پابرجاست. لوی مدعی است که یهودیان دماوند بقایای اسرای بنی‌اسرائیل‌اند که در زمان حمله آشور به گیلعاد (جلعاد) دماوند کوچانده شدند. [1] این ادعا، بر بنیاد منابع معتبر تاریخی، مورد تأیید من نیست. معهذا، بر اساس منابع دوران صفوی، می‌دانیم که دماوند یهودیانی کثیر داشت و بخش مهمی از ایشان در زمان شاه عباس دوّم به اسلام گرویدند. منابع یهودی این گروش را «اجباری» می‌دانند و جدیدالاسلام‌های دماوند را از «یهودیان مخفی» می‌خوانند.* حاج نحمیا مروتی، حاج اسماعیل اخوان (یزقل شمعون)، اسحاق یونسی (اسحاق یوحنا)، عزیزالله مروتی و بنیامین یهودا بنیانگذاران مدرسه آلیانس اسرائیلی در دماوند بودند. پس از صدور اعلامیه بالفور (2 نوامبر 1917) اوّلین سازمان صهیونیستی ایران با نام «انجمن تقویت زبان عبری» تأسیس شد که اندکی بعد «انجمن صیونیت ایران» نام گرفت. یهودیان دماوند در این سازمان نقش برجسته داشتند و عزیزالله یوحنا دماوندی (راب نعیم) منشی آن بود. بر بنیاد «یهودیان مخفی» دماوند در سده‌های نوزدهم و بیستم میلادی بابی‌گری و بهائی‌گری در این خطه گسترش فراوان یافت. میرزا نبی دماوندی از بابیانی بود که در جریان ترور نافرجام ناصرالدین‌شاه اعدام شد.

    دوّمین عامل که توجه خاص فرقه‌های رازآمیز و شیطانی به دماوند را توضیح می‌دهد، شکل این قله عظیم است. دماوند را تنها کوه مخروط مثلث نمای بزرگ در میان کوه‌های جهان می‌دانند که از این منظر می‌تواند بزرگ‌ترین نماد طبیعی اُبلیسک [1] شمرده شود. ابلیسک Obelisk، که در فراماسونری و نحله‌های رازآمیز و شیطانی سخت مورد تکریم است، نماد مقدس پاگانیسم در مصر باستان است و مظهر آلت تناسلی مذکر به معنای حلول یا دخول شیطان در کالبد انسان یا تسلیم روح خود به شیطان و اخذ نیرو از او؛ آن‌گونه که در نمایشنامه «دکتر فائوستوس» کریستوفر مارلو** یا «فائوست» گوته به تصویر کشیده شده و در سال‌های اخیر به وفور در فیلم‌های سینمایی، به شکل حلول مستقیم شیطان در جسم انسان یا باروری انسان از شیطان یا موجودات فضایی، ترویج می‌شود.

    این همان نماد کهن شیطان در صحرای عرفات (21 کیلومتری شمال مکه) است که هر ساله توسط میلیون‌ها زائر خانه خدا در مناسک «رمی جمرات» در سه نوبت سنگ باران می‌شد. در سال‌های اخیر، حکومت سعودی این سه نماد باستانی را، که نه تنها از نظر مناسک اسلامی بلکه از نظر تاریخ ادیان و اسطوره‌شناسی نیز واجد اهمیت منحصر‌به‌فرد است، برداشت و به جایش دیواری ساده گذارد. با این تغییر، که قطعاً تصادفی نبود، «رمی شیطان» از غنی ترین نماد برائت انسان از شیطان تهی شد. در فضایی نماد ابلیسک از مناسک حج حذف می‌شود که سر نورمن فاستر (لرد فاستر تمس بنک)،[1] معمار بزرگ انگلیسی و ماسون بلندپایه که بازسازی مکه به دست اوست، در سراسر جهان نمادهای ابلیسک یا به تعبیر دیگر «هرم‌های ایلومیناتی»*** به پا می‌کند.

    عجیب است، ولی باور کنید، که نمادهای ابلیسک به وفور در معماری ساختمان جدید مجلس شورای اسلامی در ایران به کار گرفته شده. در معماری اسلامی ابلیسک (نماد شیطان) وجود ندارد. نمی دانم چرا رئیس وقت مجلس متوجه این امر نشد و به معمار طرف قرارداد با مجلس تذکر نداد.

    نماد ماسونی ابلیسک در شهر واشنگتن که به عنوان یادمان جرج واشنگتن، پدر دولت آمریکا، به دست معماران ماسون ساخته شد.
     این نماد با   294/ 169 متر ارتفاع بلندترین ابلیسک ساخته بشر است. در سال 1884 نصب شد.

    یکی از نمادهای ابلیسک مصر باستان

    المطریه (شمال قاهره، نزدیک عین شمس)

     

     نماد کهن ابلیسک در مناسک رمی جمرات (سنگباران شیطان)

     

    دیواری که جایگزین نماد کهن ابلیسک شده است

     

    نمادهای ابلیسک در ساختمان جدید مجلس شورای اسلامی

    پی‌نوشت 9 اسفند 1387، ساعت 1 صبح:

    بارزترین نماد ابلیسک در تهران ساختمان مؤسسه قرض‌الحسنه قوامین در میدان آرژانتین است. این ساختمان زشت، که توجه همگان را به خود جلب می‌کند، علاوه بر ارائه نمای یک ابلیسک عظیم در یکی از پرترددترین مناطق تهران، و مشرف بر مصلای بزرگ تهران، با رنگ قرمز نیز تزیین شده. این رنگ در مناسک شیطان‌پرستان کاربرد دارد. ساختمان قوامین در حوالی نیمه دهه 1370 به یک نهاد امنیتی تعلق داشت و «صندوق قرض‌الحسنه امین» نامیده می‌شد که از مؤسسات مقتدر مالی کشور بود.

     

    بعدها، ساختمان فوق به مؤسسه قرض‌الحسنه قوامین فروخته شد. به‌رغم این تغییر، در آذر 1386 مؤسسه قوامین در تبلیغات خود اقدام به استفاده از عدد 666 (نماد شیطان) نمود. این امر اعتراضاتی را سبب شد که منجر به مداخله رئیس‌جمهور و جلوگیری از پخش تبلیغات مؤسسه فوق از تلویزیون شد.

    در مراجعه به «گوگل ارث» متوجه شدم که در عکس هوایی از تهران ساختمان فوق با رنگ قرمز به شکلی چشمگیر متمایز است.

     

    عکس هوایی «گوگل ارث» از ابلیسک قرمز رنگ میدان آرژانتین مشرف بر مصلای بزرگ تهران

     

    ماکت ابلیسک میدان آرژانتین، مشرف بر مصلای تهران

     

     

    ———–

    توضیح مهم: این یادداشت برگرفته از بخشی از پژوهش‌های منتشرنشده نگارنده است در زمینه نمادهای شیطانی. هماره، از جمله در مقدمه جلد اوّل زرسالاران، به پرهیز از سطحی‌نگری توصیه کرده‌ام. در آنجا نوشتم: کتاب من نباید سبب شود که هر جدیدالاسلامی را «یهودی مخفی» بپنداریم؛ و از میان صحابه‌ای که در رکاب پیامبر اکرم (ص) به شهادت رسیدند مخیریق و اسود راعی را مثال زدم که هر دو کلیمی نومسلمان بودند. در اینجا نیز تأکید می‌کنم که یادداشت فوق نباید توهین به کوه دماوند، به عنوان یکی از زیباترین نمادهای ایران زمین، یا به مردم شریف و مسلمان آن سامان، تلقی شود. درباره سایر مناطق ایران نیز چنین کاوش‌هایی انجام داده‎ام از جمله درباره اصفهان و شیراز که زادگاه و موطن من است. اگر قرار باشد تنها به صرف تعلق به یک منطقه کسانی مورد اتهام قرار گیرند، این اتهام می‌تواند متوجه من نیز باشد زیرا در زمان انقلاب مشروطه، طبق آمار «آلیانس اسرائیلی»، یک دهم از جمعیت پنجاه هزار نفری شهر شیراز یهودیان بودند. درباره تکاپوهای اوّلیه کانون‌های استعماری در شیراز پژوهشی انجام داده‎ام که منتشر خواهد شد.

    * مهاجرت وسیع یهودیان به ایران در دوران شاه صفی اوّل بدانجا رسید که شاه عباس دوّم، به تحریک وزیرش محمد بیگ، فرمانی صادر کرد که طبق آن کلیه یهودیان اصفهان و سراسر ایران باید به اسلام بگروند. این در حالی است که وی رویه‌ای باز و تسامح‌آمیز نسبت به مسیحیان داشت. در نتیجه این فرمان، گروه کثیری از یهودیان، که رقم ایشان یکصد هزار نفر ذکر می‌شود، ظاهراً به اسلام گرویدند ولی، به‌نوشته راجر سیوری، «مخفیانه» به دین یهود وفادار ماندند. (راجر سیوری، «عباس دوّم»، ایرانیکا)

    ** کریستوفر مارلو (1564-1593) از مأموران اطلاعاتی اینتلیجنس سرویس انگلیس در عصر الیزابت اوّل بود. این سازمان را سِر فرانسیس والسینگهام اداره می‌کرد که به عنوان اوّلین رئیس سرویس اطلاعاتی انگلیس شناخته می‌شود. مارلو شاعر و ادیبی نامدار و نویسنده نمایشنامه‌های معروف دکتر فائوستوس و تیمور لنگ است. مارلو فارغ‌التحصیل کالج کرپوس کریستی دانشگاه کمبریج است. او از همان دوران تحصیل و اقامت در کمبریج با سازمان اطلاعاتی الیزابت همکاری می‌کرد و به جاسوسی در میان مدرسین و طلاب، برای کشف کاتولیک‌ها، اشتغال داشت. در دهه 1580، به‌دلیل پیگردهای خونین دربار الیزابت علیه کاتولیک‌ها، طلاب کاتولیک انگلیس به فرانسه می‌گریختند و گروهی از ایشان درواقع مأموران اطلاعاتی بودند که اهداف جاسوسی را دنبال می‌کردند. مارلو نیز در چنین مأموریت‌های مخفی شرکت داشت. او سرانجام در جریان یک ماجرای مشکوک، که چگونگی آن روشن نیست، به قتل رسید. دو تن از همراهان او در این ماجرا، رابرت پولی و اینگرام فریزر، مانند مارلو جاسوس والسینگهام بودند و نفر سوم (نیکلاس اسکرس) گویا جاسوس دوجانبه بود. توماس کید، دوست و هم‌خانه‌ای کریستوفر مارلو، در دو فقره از نامه‌هایش مارلو را «ملحد» خوانده و یکی دیگر از دوستان مارلو در نامه‌ای او را «ملحد» و «همجنس‌باز» نامیده است. دکتر فائوستوس داستان زندگی فردی است که در ازای ثروت و قدرت زندگی خود را به شیطان می‌فروشد و این شاید تجلی آرزوهای نهفته خود مارلو باشد. نمایشنامه تیمور لنگ مارلو مضمونی ضد اسلامی دارد. در این نمایشنامه تیمور چوپان‌زاده دلاوری است که بر اثر نبوغ خود به اوج اقتدار و شهرت رسید. به‏نوشته مرحوم دکتر عبدالحسین نوائی، «آنچه از این نمایشنامه مستفاد می‌شود نفرت و وحشت اروپای مسیحی و بی اطلاع است از دیانت اسلام.» مارلو، بدون توجه به مسلمان بودن تیمور، ادعا می‌کند که تیمور «قرآن ترکی و نوشته‌های خرافی را که در معبد محمد یافته بود» سوزانید؛ بایزید و همسرش در اسارت تیمور از ترس از اسلام برگشتند و زمانی که تیمور وارد «پرسپولیس» شد ارابه جنگی او را عده‌ای از شاهان آسیا می‌کشیدند!

    *** Illuminati [1]

    ایلومیناتی، جمع «ایلومیناتوس» lluminatus لاتین به معنی «منور» و «نورانی» و «روشن بین»، به معنی کسی که دارای نورانیت و خرد فوق طبیعی است. نام فرقه‌ای رازآمیز است که یک کشیش سابق یسوعی به‌نام آدام ویسهاوپت در سده هیجدهم (1776) در باواریا ایجاد کرد. طریقت مخفی ایلومیناتی در سرزمین‌های آلمانی‌نشین توسعه فراوان یافت و شاخه‌های آن در فرانسه و بلژیک و هلند و دانمارک و سوئد و لهستان و مجارستان تأسیس شد. فعالیت این فرقه به‌طور عمده علیه کلیسای رم بود و به این دلیل در میان کاتولیک‌ها به شدت منفور است. در دوران اخیر، آلیستر کرولی، [1] متفکر برجسته شیطان‌پرست، این طریقت را تجدید سازمان داد. کرولی را پدر نامشروع باربارا بوش (مادر بزرگ جرج بوش) می‌دانند. برخی محققین «ایلومیناتی» را فراتر از فراماسونری و فرقه‌ای می‌دانند که بلندپایه‌ترین و قدرتمندترین گردانندگان جهان امروز، از جمله سِر وینستون چرچیل، عضو آن بوده‌اند. به عبارت دیگر، «ایلومیناتی» آئینی مخفی و رازآمیز است با مناسک به‌غایت پنهان و شیطان‌پرستانه که قدرتمندان عضو «گروه بیلدربرگ» [1] بدان تعلق دارند.

    http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8712.htm#دماوند_و_فرقه‌های_رازآمیز_



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :عمومی ،
  • طریقت رازآمیز تئوسوفی

    طریقت رازآمیز تئوسوفی را کلنل هنری الکات آمریکایی، نماینده ویژه هایس رئیس‌جمهور وقت آمریکا در هند، و هلنا بلاواتسکی، زنی روس‌تبار، در 1875 پدید آوردند. اعقاب کلنل الکات از بنیانگذاران کمپانی هند شرقی هلند بودند و می‌دانیم این کمپانی را زرسالاران یهودی ساکن بندر آمستردام در سال 1602 میلادی تأسیس کردند. طریقت تئوسوفی در هند گسترش فراوان یافت و در انقلاب مشروطه ایران، از طریق سازمان ماسونی «بیداری ایران»، تأثیرات ژرف بر جای نهاد. پس از الکات و بلاواتسکی، آنی بزانت رهبری طریقت تئوسوفی را به دست گرفت. این زن به خاندان وود تعلق دارد که از مهم‌ترین خاندان‌های الیگارشی مستعمراتی بریتانیاست. بزانت نام خانوادگی شوهر اوست. سِر جان پیج وود عموی انی بزانت است و فیلد مارشال سِر هنری وود، از فرماندهان ارتش هند بریتانیا و از سرکوبگران انقلاب بزرگ هندوستان (1857- 1858) پسرعموی او. بلاواتسکی و بزانت از معدود زنانی هستند که دو لژ ماسونی به‌نام ایشان ایجاد شده. در بمبئی و غرب هند، زرسالاران پارسی (زرتشتی) طریقت تئوسوفی را توسعه دادند. خورشیدجی کاما و جیوانجی مودی، دو پارسی نامدار که از سرشناس‌ترین ماسون‌های هند و جهان به‌شمار می‌روند، از دوستان کلنل هنری الکات و مادام بلاواتسکی، بنیانگذاران فرقه تئوسوفی، بودند. در نیمه اوّل سده بیستم میلادی، حسین کاظم‌زاده ایرانشهر، که به فرقه بهائی تعلق داشت، مروج سرشناس تئوسوفیسم بود. او در سال 1919 به همراه ابراهیم پورداوود، که به زرتشتی‌گری گرایش داشت، مجله ایرانشهر را در برلین بنیان نهاد.

    تئوسوفیسم «مادر» فرقه‌های رازآمیز، از جمله «فرقه خُشنوم»، است. «صاحبان کرامت» و «اولیایی» مانند مهربابا، که او نیز زرتشتی بود و در ایران پیروانی یافت، در این بستر زاده شدند. یکی از این مهدیان دروغین کریشنا مورتی است. او کودکی هندی بود که خانم بزانت پرورش‌اش داد و سپس مدعی شد روح مسیح در جسم او رجعت کرده است. ویوکاناندا، مدعی دیگر، نیز از همین بستر سر برآورد.

     

    آرم انجمن تئوسوفی که در آن نمادهای بعدی نازیسم و صهیونیسم آمیخته است.
    (مجله «تئوسوفیست»، شماره 11 ژانویه 1911)

    9- نازیسم نیز در طریقت رازآمیز تئوسوفیسم ریشه دارد. سال‌ها پیش، در مقاله «سعید امامی و دوستان نئونازی او»، در این باره سخن گفته ‎ام. [19، 20] اخیراً فردی به‌نام بیژن نیابتی، با بهره‌گیری از منابع متعدد آلمانی، اطلاعاتی درباره ریشه‌های رازآمیز نازیسم و پیوند آن با طریقت تئوسوفی و انجمن تول گرد آورده که با نام «جنگ جهانی چهارم» در اینترنت منتشر شده. بیژن نیابتی را اقتباس‌گر، نه محقق، می‌دانم و استنتاج‌های سیاسی او مورد تأییدم نیست؛ معهذا اطلاعات غنی موجود در کتابش، به دلیل فقر منابع فارسی در این زمینه، بسیار مفید است.

    در بهمن 1378 درباره ریشه‌های مشترک «یهودی‌ستیزی» (آنتی‌سمیتیسم) و «نازیسم» چنین نوشتم:

    «موجی که بر بنیاد عوامل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی عدیده در آلمان گسترش یافت، پدیده‌ای به‌نام آنتی‌سمیتیسم را آفرید و سرانجام به تأسیس حزب نازی و صعود آدولف هیتلر انجامید، به‌شکلی عجیب با زرسالاران یهودی و سازمان اطلاعاتی بریتانیا پیوند دارد. این پیوند تا بدان حد مستند و عمیق است که می‌توان موج فوق را یک حرکت سازمان‌یافته تبلیغاتی- فرهنگی برای ایجاد توّهم در فرهنگ سیاسی جهان و پنهان کردن واقعیت‌های عینی و ملموس و قابل شناخت و سنجش و سوق دادن افکار عمومی به سوی اشباح و موهومات دست‌نیافتنی و ناشناختنی دانست. این موج را حکمرانان و کانون‌های زرسالار آلمان برانگیختند، کادت‌ها (دانشجویان مدارس نظامی آلمان) استخوان‌بندی آن را تشکیل می‌دادند و بستر اجتماعی رشد و بالش آن عقب‌مانده‌ترین و عوام‌ترین بخش‌های توده مردم آلمان بود. این موجی بود در ماهیت خود علیه جنبش انقلابی آلمان و رشد ناسیونالیسم مهاجم در عرصه فرهنگ و سیاست و نظامی‌گری در عرصه اقتصاد را به‌دنبال داشت. یکی از نخستین کانون‌های اشاعه آنتی‌سمیتیسم در آلمان حزب سوسیال مسیحی کارگری آلمان بود که در سال 1878 به‌وسیله آدولف استوکر با هدف مبارزه با جنبش انقلابی آلمان و جلوگیری از گسترش آن در میان کارگران و با حمایت کانون‌های زرسالار دنیای غرب، از جمله شبکه معینی از زرسالاران یهودی، تأسیس شد. این حزب از تبلیغات ضدیهودی به عنوان تاکتیک برای نفوذ در میان توده‌های کارگری آلمان بهره می‌جست. بدینسان، در دهه‌های 1880 و 1890 انجمن‌های ضدیهودی در آلمان مانند قارچ روئیدند و با برخورداری از پشتوانه‌های مالی کلان و مرموز و ناشناخته در انتخابات سال 1893 مجلس آلمان (رایشتاک) 250 هزار رأی و 16 نماینده به دست آوردند.

    ویلهلم دوم، امپراتور آلمان، از سردمداران و مروجان این موج آنتی سمیتیسم بود. عجیب اینجاست که ویلهلم دوست صمیمی سِر ارنست کاسل، زرسالار نامدار یهودی انگلیس، بود و کاسل در عین حال نزدیک‌ترین دوست ادوارد هفتم، پادشاه انگلیس، و سایر اعضای خاندان سلطنتی انگلیس نیز به‌شمار می‌رفت تا بدانجا که بعدها نوه و وارث او، به‌نام ادوینا اشلی، با لرد مونت‌باتن برمه، نوه ملکه ویکتوریا و دایی ملکه الیزابت دوم، ازدواج کرد. کاسل و لرد ناتانیل روچیلد بنیانگذاران و مالکان اصلی مجتمع نظامی ویکرز- آرمسترانگ بودند که در دوران جنگ اوّل جهانی به‌عنوان مُعظَم‌ترین و پیشرفته‌ترین مجتمع تسلیحاتی جهان شناخته می‌شد و فعالیت آن تا به امروز، به‌عنوان قلب صنایع نظامی انگلیس، تداوم دارد…

    این موج آریایی‌گرایانه و آنتی‌سمیتیستی را برخی از اعضای خاندان چمبرلین انگلستان دامن زدند که از دیرباز، از سده شانزدهم میلادی و دوران همکاری با کمپانی ماجراجویان تجاری لندن و کمپانی مسکوی،  نزدیکترین روابط را با الیگارشی یهودی اروپا داشتند… هوستن چمبرلین، برادرزاده فیلدمارشال نویل چمبرلین، … در سال 1898 کتابی با عنوان «بنیاد سده نوزدهم» منتشر کرد که در آن تاریخ معاصر اروپا را به‌عنوان عرصه تعارض دو نژاد «آریایی» و «سامی» ترسیم می‌کرد…

    با پشتوانه سرمایه‌های مشکوک و ناشناخته، صدها هزار نسخه از کتاب چمبرلین در سراسر اروپا توزیع شد و بر فرهنگ آلمانی تأثیرات عمیق بر جای نهاد و پایه‌های فکری ناسیونالیسم مهاجم آلمان را استوار ساخت. قیصر ویلهلم شخصاً این کتاب را برای فرزندانش می‌خواند و همو بود که دستور داد این کتاب در دانشگاه افسری آلمان تدریس شود. این سرآغاز موجی است که بشریت را به سوی اوّلین و عظیم‌ترین جنگ جهانی سوق داد و در عین حال پایه‌های جریانی را بنا نهاد که دوّمین جنگ جهانی را، در مقیاسی بس مدهش‌تر از اولی، آفرید…

    رابطه هیتلر جوان با والتر اشتین نیز از مواردی است که مورد توجه محققین قرار گرفته است. والتر اشتین، مقارن با دوران جوانی هیتلر و اقامت او در وین، یک فراماسون فعال مدعی ارتباط با موجودات فراطبیعی در وین بود و سازمان ماسونی پنهانی را بنیان نهاد که به ترویج عقاید رازورانه، آریایی‌گرایانه و تئوسوفیستی اشتغال داشت. هیتلر جوان به سازمان ماسونی اشتین پیوست و از نظر فکری به‌شدت از آن تأثیر گرفت. والتر اشتین بعدها، با نام دکتر اشتین، کتاب‌های متعددی درباره «رازوری آریایی» نوشت و نوعی آئین شیطان‌پرستانه را تبلیغ می‌کرد. در سال‌های جنگ دوّم جهانی، دکتر اشتین در انگلستان اقامت داشت و در این زمان مشاور شخصی سِر وینستون چرچیل و عضو سرویس اطلاعاتی بریتانیا بود.

    در اواخر سده نوزدهم سازمان پنهانی و مرموزی به‌نام طریقت طلوع طلایی در انگلستان پدید شد که دارای پنج لژ در فرانسه و آلمان نیز بود. یکی از رهبران این طریقت به‌نام ساموئل لیدل ماترز در سال 1892، با اقتباس از نظریات کلنل اُلکات و سایر رهبران تئوسوفیسم، وجود استادان غیبی را اعلام کرد که در لژ برادری سفید مأوا دارند و امور جهان را هدایت و اداره می‌کنند. ماترز از هواداران سفت و سخت هیتلر و حزب نازی در انگلستان بود.

    فرقه مشکوک دیگری که در پیدایش نازیسم آلمان تأثیر داشت و به‌طور مستقیم با تئوسوفیسم مرتبط بود، انجمن تول است که در سال 1912 تأسیس شد و مرکز آن در مونیخ قرار داشت. بنیانگذار این سازمان فردی است که با عنوان اشرافی کنت هنریش فن سباتندروف شهرت داشت و نام اصلی‌اش رودلف گلوئر بود. او در اوایل سده نوزدهم در استانبول (عثمانی) اقامت داشت و تاجری ثروتمند به‌شمار می‌رفت. وی پس از بازگشت به آلمان، اندیشه تول، سرزمین مرموز و افسانه‌ای آریایی‌های باستان، را از کتاب آموزه سرّی مادام بلاواتسکی، از بنیانگذاران تئوسوفیسم، به وام گرفت، سازمان خود به نام انجمن تول را برپا کرد و هدف خویش را سروری نژاد برتر اعلام داشت. وی به جذب اعضای خاندان‌های اشرافی و ثروتمندان و کارخانه‌داران آلمانی به این انجمن پرداخت و با اوج‌گیری جنبش انقلابی در آلمان، و به‌ویژه قیام خونین کارگران باواریا، یک شبکه تروریستی به ریاست فردی به‌نام دیتریش اکارت ایجاد کرد که یکی از اقدامات آن قتل وحشیانه کورت ایزنر، رئیس‌جمهور باواریا، بود. طی سال‌های 1919- 1923 این سازمان به 300 فقره عملیات تروریستی دست زد. در میان اعضای انجمن تول نام بلندپایگانی چون فرانتس گورتنر (وزیر دادگستری باواریا)، پوهنر (رئیس پلیس مونیخ)، و ویلهلم فریک (معاون یوهنر) دیده می‌شود. بعدها، در دولت هیتلر، فریک وزیر کشور و گورتنر وزیر دادگستری آلمان شدند. مورخین انجمن تول را قدرتمندترین سازمان پنهانی آلمان در دوران صعود فاشیسم می‌دانند. یکی از اعضای این انجمن، رودلف هس بود. فردی به‌نام پروفسور هوسهوفر به‌عنوان نظریه‌پرداز انجمن تول شناخته می‌شد. هوسهوفر از طریق هس با هیتلر آشنا شد و تعالیم او دستمایه اصلی هیتلر در نگارش کتاب زندگی من قرار گرفت.

    صعود هیتلر در هرم سیاسی آلمان بر بنیادهای رازورانه تئوسوفیست نیز استوار بود. برای نمونه، بیوه فیلدمارشال فن مولتکه، فرمانده نظامی آلمان در دوران قیصر و از دوستان هوستن چمبرلین (فیلد مارشال فن مولتکه یک ماسون بلندپایه نیز بود)، اعلام کرد که با <روح همسر فقیدش> تماس گرفته و وی اعلام کرده که رهبر آینده آلمان هیتلر خواهد بود. این پیشگویی بر توده‌های عوام و جاهل آلمان تأثیر فراوان داشت.

    زمانی که هیتلر از سوی ضداطلاعات ارتش آلمان مأمور شد تا به حزب کارگری آلمان بپیوندد، چهل نفر از اعضای انجمن تول، با هدایت دیتریش اکارت، برای حمایت از او به عضویت این حزب درآمدند. اکارت در زمان مرگ، در سال 1923، به اعضای انجمن تول وصیت کرد که از هیتلر تبعیت کنند زیرا وی با استادان غیبی در ارتباط است…

    نقش سازمان اطلاعاتی بریتانیا (اینتلیجنس سرویس) و شبکه پنهان زرسالاران یهودی در صعود نازیسم در آلمان را از طریق عملیات مرموز ایگناس تربیش لینکلن نیز می‌توان پیگیری کرد. تربیش لینکلن، که به یک خانواده ثروتمند یهودی ساکن مجارستان تعلق داشت، به‌عنوان یکی از مأموران اطلاعاتی و توطئه‌گران بزرگ و افسانه‌ای نیمه اوّل سده بیستم میلادی شهرت فراوان دارد… [او] از اوایل سال 1919 به‌طور کامل در آلمان مستقر شد و در عملیات خرابکارانه و توطئه‌های گروه‌های افراطی فاشیستی نقش فعالی به‌دست گرفت. در این دوران، او یکی از عوامل اصلی پس پرده در سازماندهی و تحرکات گروه‌های اوباش موسوم به لشکر آزاد بود که از درون آن حزب نازی زائیده شد. یکی از اقدامات این گروه قتل فجیع رزا لوکزامبورگ و کارل لیبکنخت است… در 24 ژوئن 1922 نیز والتر راتنو، وزیر خارجه آلمان که سیاست‌های وی مطلوب مافیای صهیونیستی انگلیس نبود، به‌دست یکی از اعضای لشکر آزاد به قتل رسید… [والتر راتنو یهودی بود و پدر وی (امیل راتنو) بنیانگذار کمپانی معروف AEG  است. لوکزامبورگ و لیبکنخت نیز یهودی بودند.] در همین زمان بود که فعالیت سیاسی هیتلر آغاز شد و وی به عنوان مأمور مخفی سازمان ضداطلاعات ارتش آلمان، و در رابطه با برخی رهبران افراطی نظامی چون ژنرال لودندروف، گروه کوچک خود را تأسیس کرد؛ همان گروهی که سپس به حزب ناسیونال سوسیالیست کارگری آلمان (نازی) بدل شد. در نوامبر 1923 ژنرال لودندروف و هیتلر کودتای نافرجامی را ترتیب دادند که به کودتای مونیخ معروف است. امروزه مورخین می‌دانند که یکی از گردانندگان طرح‌های متعدد کودتایی ژنرال لودندروف و هیتلر همان آقای تربیش لینکلن بود. تربیش لینکلن بعدها در بندر شانگهای مستقر شد، نام چینی چائو کونگ را بر خود نهاد، سر خود را تراشید و 12 ستاره کوچک بر پوست جمجمه‌اش داغ زد، به‌عنوان راهب بودائی صومعه‌ای به راه انداخت و گروهی مرید وفادار در پیرامون خویش گرد آورد. با آغاز جنگ دوّم جهانی، چاپو کونگ، یا همان آقای تربیش لینکلن، با سرکنسول آلمان در شانگهای تماس گرفت و خواستار ملاقات با هیتلر شد تا «قدرت ماوراء‌طبیعی» خود را در خدمت او قرار دهد. از سرنوشت این پیشنهاد اطلاعی نداریم.» [21]

     

    ایگناس تربیش لینکلن
    یهودی مجار و مأمور نامدار اطلاعاتی بریتانیا
    در این تصویر  با نام چینی «چائو کونگ» رهبر یک فرقه بودایی است و به جای یکی 12 داغ بر پیشانی دارد!

    http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8810.htm#«استادان_غیبی»_و_«علم_خُشنوم»



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :عمومی ،
  • انحراف در افکار شجاع الدین شفا /2

    كتابى كه برجناب موسی نازل شده قرآن كریم آن را (تورات) معرفى نموده و در سوره احقاف ، آیه 12 آن را به دو وصف امام و رحمت توصیف نموده ، در سوره انبیاء آیه 48 آن را (فرقان ) و (ضیاء) خوانده ، در سوره مائده آیه 44 آن را هدى و نور خوانده و در سوره اعراف ، آیه 145 فرموده : و كتبنا له فى الالواح من كل شى ء موعظه و تفصیلا لكل شى ء برایش در الواح از هر چیزى موعظه اى ، و نیز براى هر چیزى تفصیلى نوشتیم .چیزى كه هست خداى تعالى در چند جاى قرآن كریم كه او را به اوصاف مزبور ستوده ، فرموده كه : بنى اسرائیل تورات را تحریف كردند، و در آن اختلاف نمودند، تاریخ هم مؤ ید گفتار قرآن است.” علامه طباطبائی[1]

    شجاع الدین شفا می نویسد:سه کتاب توحیدی تورات، انجیل و قران که در جهان اسلام سه کتابی شناخته می شوند که مستقیما از اسمان بر موسی و عیسی و محمد نازل شده اند ، نه تنها نحوه پیدایش مشابهی ندارند، بلکه بعکس هر کدام از انها از نظر نحوه شکل گیری و تدوین و انتشار تاریخچه ای بکلی جدا از دوتای دیگر دارند ، بطوریکه از این دیدگاه هیچ شباهتی بین انها نمی توان یافت .”[2]

    توراتی که امروز وجود دارد ان تورات نیست که قران میفرماید :”و لقد اتینا موسى الهدى و اورثنا بنى اسرائیل الكتابهـمـیـن مـا بـودیـم كـه بـه مـوسـى هـدایـت دادیـم و كـتـاب (تورات) را بـه ارث بـه بـنـى اسرائیل دادیم.

    متنی که امروز یهودیان تورات می نامند به زمان موسی ع منتهی نمیشود و سلسله سند در فترت و فاصله بین بخت نصر (یکی از پادشاهان بابل) و کورش قطع شده.

    در ارتباط با انجیل نیز هم   اینطور است   .انجیلهای چهارگانه: “متی”، “مرقس    ،  لوقا”، و”یوحنا “کتابهائی هستند که بعد از عیسی ع تالیف شدهاند . ومنظور قران   از  آتیناه الانجیل فیه هدی و نور  این کتابهای چهار گانه نیست که نزد   مسیحیان به انجیل معروف هستند. ایا با وجود این میتوان انتظار داشت که محتوای تورات   و انجیلهای امروزی از همه لحاظ با قران هماهنگ باشند     ؟   

    ایشان این موضوع را می داند و بارها از دیدگاه خود و دیگران اذعان می کند :

      “برسیهای گسترده تورات شناسان غربی در همین سه قرن ، این واقعیت را نیز روشن کرده است که خود تورات اصولا یک متن واحد نیست که توسط خدا یا موسی نوشته شده باشد “.

    وهمچنین می گوید : “به گفته گ. وینکن از مطالب انجیلها تا کنون هشتاد هزار برداشت و تفسیر مختلف به ما رسیده است. ایا کسی هست که با اطمینان به ما بگوید کدامیک از اینها را باید وحی خداوند و کدامیک را نظریات ادمیان بدانیم ؟”(3)

    ایشان که این عقیده را دارد چه لزومی داشت که در داستانهای انبیاء تماما از تورات استفاده کند و پیامبران خدا را با استناد به تورات برسی کند در حالی که معتقد است این کتاب متنی واحد نیست که از سوی خدا نازل شده است. ایا این شیوه نقد وبرسی که شفا از روی ناچاری و سردرگمی از سوی به سویی دیگر می پرد نزد منتقدان و مولفان قابل پذیرش هست ؟

    انچان که وی می نویسد :پژوهشگران تاریخ مذاهب در کشورهای اروپائی و امریکائی ، در قرن گذشته و قرن حاضر در برسی های تاریخی و تحقیقی ومذهبی خود بدین نتیجه رسیده اند که شخصیتی بنام ابراهیم ، بدان صورت که در تورات امده است ، اصولا وجود خارجی نداشته است.(4)

    این در صورتی است که قران و مسلمانان از ابتدای امر وقرنها قبل از تورات شناسان و انجیل شناسان غربی اثبات کردند که محتوای این دو کتاب مقدس دستخوش تغییرات شده و مواردی به ان اضافه یا از ان کاسته شده است .

    واقعیتی که در این سه قرن پژوهشگران برای شفا روشن کرده اند در صدر اسلام برای مسلمانان روشن و واضح بود. شایسته این بود که اقای شفا نظر محققین و مراجع اسلام را در این مورد نیز جویا می شد زیرا بخش عظیمی از کتاب مسلمانان در معرفی اهل کتاب است.

    ایت الله مکارم شیرازی در این باب می نویسد:

    چنان که کتب عهد جدید “اناجیل”وعهد قدیم “تورات و کتابهای وابسته” به ان را   بدقت بررسی کنیم خواهیم دید که این کتابها هیچکدام لحن اسمانی ندارند، یعنی جنبه   خطاب خداوند به بشر در انها نیست ؛ بلکه به خوبی از اینها استفاده می شود که اینها   از زبان شاگردان و غیر شاگردان از پیروان ائین موسی ع و مسیح ع به شکل تاریخ و شرح  زندگی نوشته شده است و ظاهرا یهود و مسیحیان کنونی نیز این مطلب را انکار نمی کنند زیرا داستان مرگ موسی و عیسی و حوادث زیادی که مربوط به زمانهای بعد از ان در این کتابها امده است ؛

     نه به عنوان پیش بینی بلکه به عنوان خبری از گذشته است ،ایا چنین کتابی امکان دارد بر موسی و عیسی نازل شده باشدمنتها مسیحیان و یهودیان عقیده دارند که این کاتبها چون به دست انسانهایی نوشته شده که از وحی اسمانی با خبر بودند کتاب مقدس و قابل اعتماد و خالی از اشتباه محسوب می شود .(۵)

    اقای شفا که ادعا می کند کتابخانه ای مشتمل بر 140000کتاب دارد که تمامی انها را خوانده و از انجایی که وی یک مسلمان زاده است باید از این موضوع اطلاع می داشت.!!

    لیکن نا اگاهانه می گوید : بسیاری از علما و فقهای مسلمانان تورات را از نزدیک نمی شناخته اند،امروز هم نمی شناسند.!!!(۶ )

    این گفته ایشان به هیچ وجه درست نیست و نشان از بی اطلاعی وی دارد. از سال اول هجرت؛ مسلمانان با یهودیان و کتابشان اشنا بودند .رخدادهایی که از سالهای اولیه حکومت اسلامی در مدینه تا به امروز در قدس رخ داده نشان می دهد که مسلمانان بیش از هر پژوهشگری سابقه تحقیق و شناخت از یهود و تورات دارند . صرف نظر از رویدادها؛مناظرات و جنگهایی که بین مسلمانان و یهودیان در طول تاریخ رخ داده؛ قران کریم خود مصدری موثق در شناخت و معرفی تورات و یهودیان و نیز انجیل و مسیحیان است .

    چند استناد قرانی که دلالت بر کتمان، دستکاری و تحریف تورات بدست یهودیان دارد:

    اول:{یا أیها الرسول لایحزنک الذین یسارعون فی الکفر من الذین قالوا آمنّا بأفواههم و لم تؤمن قلوبهم و من الذین هادوا سمّاعون للکذب سمّاعون لقوم آخرین لم یأتوک یحرّفون الکلم من بعد مواضعه یقولون إن أوتیتم هذا فخذوه و إن لم تؤتوه فاحذروا}سوره مائده 41

    ای فرستاده(خدا)! آنها که در مسیر کفر شتاب می کنند و با زبان می گویند ایمان آوردیم و دلهای آنها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند! و همچنین گروهی از یهودیان که خوب به سخنان تو گوش می دهند، تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند. آنها جاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده اند، آنها سخنان را از مفهوم اصلی اش تحریف می کنند و به یکدیگر می گویند: اگر اینکه ما می خواهیم به شما داده شد (و محمد طبق خواسته شما داوری کرد) بپذیرید و گرنه از او دوری کنید.به باور بسیاری از تفسیرنویسان جمله «یحرّفون الکلم من بعد مواضعه» ظهور در تحریف تورات از سوی برخی از یهودیان دارد.

    دوم :{من الذین هادوا یحرّفون الکلم عن مواضعه و یقولون سمعنا و عصینا و اسمع غیرمسمع و راعنا لیاً بألسنتهم و طعنا فی الدین} سوره نساء46

    بعضی از یهود، سخنان را از جای خود، تحریف می کنند و (به جای اینکه بگویند: شنیدیم و اطاعت کردیم) می گویند: شنیدیم و مخالفت کردیم! و (نیز می گویند:) بشنو! که هرگز نشنوی! (از روی تمسخر می گویند: )راعنا تا با زبان خود حقایق را بگردانند و در آیین خدا طعنه زنند.

    سوم:{وما قدروا الله حق قدره اذ قالو ما إنزل الله علی بشر من شیء قل من إنزل الکتب اذی جاء به موسی نورا و هدی للناس تجعلونه قراطیس تبدونها و تخفون کثیرا.….} سوره مائده 91

    انها خدا را چنانکه باید نشناختند که گفتند هیچ چیز بر هیچ انسانی نفرستاده بگو چه کسی کتابی را که موسی اورد نازل گردانید کتابی که نور وهدایت برای مردم شما بود (اما شما) انرا بصورت پراکنده قرار می دهد قسمتی را اشکار و قسمت زیادی را پنهان می دارید .

    چهارم :{فویل للذین یکتبون الکتاب بأیدیهم ثمّ یقولون هذا من عندالله لیشتروا به ثمناً قلیلاً فویل لهم ممّا کتبت أیدیهم و ویل لهم ممّا یکسبون.}بقره 79

    پس وای بر آنها که نوشته ای با دست خود می نویسند، سپس می گویند: این از طرف خداست» تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنچه با دست خود نوشتند و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می آورند.
    گروهی از تفسیرنویسان با بهره وری از آیه یادشده تحریف تورات را نتیجه گرفته اند، در نگاه ایشان جمله یکتبون الکتاب بأیدیهم ثمّ یقولون هذا من عندالله» حکایت از تحریف تورات از سوی یهودیان دارد

    پنچم:{أَفَتَطمَعونَ أَن یُؤمِنوا لَكُم وقَد كانَ فَریقٌ مِنهُم یَسمَعونَ كَلـمَ اللّهِ ثُمَّ یُحَرِّفونَهُ مِن بَعدِما‌عَقَلوهُ وهُم یَعلَمون.}

    خداوند از حضرت(محمد) مى‌خواهد به ایمان یهود امیدى نداشته باشد; زیرا عالمان آن‌ها (احبار) كه از بزرگان آنان به‌شمار مى‌آمدند كتاب‌خدا را تحریف كردند و دستورات آن را نادیده گرفتند.

    و همچنین: ال عمران98،187و78/ بقره 101،159/توبه ۳۱

    شفا با شگرد خاصی درکتاب تولدی دیگر با استفاده ابزاری از دو کتاب تورات و انجیل سعی بر ان دارد تا به هدف اصلی خود که همان ستیز با قران کریم و اموزه های اسلامی است برسد . او خود را یک محقق و منتقد به ادیان اللهی معرفی می کند و کژراهه های فکری و تعصبات ضد اسلامی خود را با نقاب ازاد اندیشی و بنیاد گرائی به ذهن جوان و نوجوان ایرانی القاء می کند . به قول دوستی : من گمان نمی کردم که از دست دادن ، معاونت فرهنگی دربار پهلوی جناب شفا را تا این اندازه اشفته خاطر سازد که به سقوطگاه رزم با پیامبران خدا قدم گذارد.!!!

    ————————————————-امید معین———————————-

    ۱تفسیر المیزان /ج16

    ۲.تولدی دیگر/ف کتابهای توحیدی

    .۳تولدی دیگر/همان/ص2

    .۴تولدی دیگر/ف4/ص13

    ۵.تفسیر نمونه /ج5/ص 340

    6.تولدی دیگر/ص

    188

    http://paintingword.bloghaa.com/page/2/



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :عمومی ،
  • انحراف در افکار شجاع الدین شفا/1

    حضرت امیر المومنین (علی بن ابی طالب) در وصف و معرفی خدای عزوجل می فرماید :
    حمد باد خداوندى را كه سخنوران در ثنایش فرو مانند و شمارندگان از شمارشنعمتهایش عاجز آیند و كوشندگان هر چه كوشند،حق نعمتش را آنسان كه شایستهاوست،ادا كردن نتوانند.خداوندى،كه اندیشههاى دور پرواز او را درك نكنند وزیركان تیزهوش،به عمق جلال و جبروت او نرسند.خداوندى كه فراخناى صفاتشرا نه حدى است و نه نهایتى و وصف جلال و جمال او را سخنى درخور نتوانیافت،كه در زمان نگنجد و مدت نپذیرد.آفریدگان را به قدرت خویش بیافرید وبادهاى باران زاى را بپراكند تا بشارت باران رحمت او دهند و به صخرههاىكوهساران،زمینش را از لرزش بازداشت. خطبه اول از نهج البلاغه

    ستایش مىكنم خداوند را به خاطر اتمام نعمتش،و تسلیم در برابر عزتش،و حفظ ونگهدارى از معصیتش
    در نیازها از او استعانت مىجویم چه این كه،آنكس را كه خدا هدایت كند هیچگاهگمراه نمىشود و آن كس كه خدا او را دشمن دارد هرگز نجات نمىیابد،و هر كس كه خداونداو را كفایت كند نیازمند نخواهد شد
    .
    خطبه دوم/ همان.

    شجاع الدین شفا در کتاب تولدی دیگر خدای عزوجل که ادیان توحیدی از جمله اسلام معرفی می کنند خدایی دیکتاتورمی خواند و بلعکس او از بتهایی که در عصر جاهلیت پرستش می شدند تجلیل می کند و انها را خدایان دموکراسی و مهربان می پندارد که رابطه ای مسالمت امیز با پیروان خود داشته اند.
    شفا در صفحه پنجم از فصل سیری در تاریخ می نویسد :

    جابجائی خدایان توحیدی با خدایان اساطیری، استقرار دیکتاتوری آسمانی در جای دمکراسی پیشین بود، زیرا تا آن زمان این خدایان بزرگ و کوچک اساطیری هر کدام در منطقه عمل خود اختیار محدود خویش را داشتند و عادتاً به کار دیگران دخالتی نمی کردنده .اختلافات احتمالی آنها نیز با مراجعه به خدای خدایان که همیشه نقش کدخدامنشی داشت، به نحو مسالمت امیزی حل می شد پیروان زمینی این خدایان بجای ترسیدن از آنها با آنان دوست بودند ومی کوشیدند تا حسن نظر و یاریشان را با اهداء پیشکشی جلب کنند، و وقتی هم که از آنها ناراضی می شدند به سراغ خدایان دیگری می رفتند

    شفا به خواننده تلقین می کند که بتهای اساطیری چون بعل، امون،عشتار،زئوس و ژوپیتر….که بدست خودشان ساخته می شدند برای بشر دموکراسی و ازادی ارمغان اوردند و مردم برای جلب نظر و رحمت خدایان قربانی و هدایایی پیشکشی می کردند.
    ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن نمونه هایی از این نوع دموکراسی و محبت خدایان که شفا به ان اعتقاد دارد را ذکر می کند
    . 

    در بعضی نواحی، از جمله در نزد مردم پاونی و ھندی شمردگان گوایاكیل، شعایر كشاورزی صورت غیر جالبتری داشته است؛ مردی را می كشتند و خونش را ھنگام بذرافشانی بر زمین می پاشیدند تامحصول بھتر بدست آورند.

    در جزیرة كارولینا، درخلیج مكزیك، مجسمة فلزی بزرگی از یكی از خدایان مكزیكی یافته اند كه در جوف آن بقایای انسانی دیده شده؛ بدون شك، این بقایا مربوط به انسانھایی بوده است كه به عنوان ھدیه برای خدایان سوزانده شده اند.

    دیودوروس سیسیلی مینویسد:مصریان قدیم، در سالھای مجاعه، به حالی می افتادند كه یكدیگر را می خوردند، ولی ھرگز به حیوانی كه عنوان توتم قبیله را داشت دست دراز نمی كردند.

    ھمة ما نام مولك را شنیده ایم كه فنیقیان و كارتاژیان و سایر ملل قربانیھای انسانی به آن
    تقدیم می كرده اند. ھم امروز این عادت در میان مردم رودزیا دیده می شود. بدون شك، این عمل نتیجة آن بوده است كه مردم به آدم خواری عادت داشته و چنین می پنداشته اند كه خدایان نیز گوشت انسان را دوست داشتند.این كیفیت پس از آنكه آدمخواری از بین رفته برقرار مانده است.

    در مكزیك قدیم مجسمه ای از خدا، با دانه بار و حبوبات، می ساختند و كودكانی را نیز كشته و
    خونشان را بر ان می پاشیدند و ان را به جای خدا می خوردند .

    مردم فرزندان خود را مانند فنیقیان به این خدا تقدیم، و برای او قربانی می كردند.مردان، ھمچون برای روز عید، خود را می آراستند و به قربانگاه می آمدند؛ بانگ كوفتن طبل و دمیدن در نی به اندازه ای بود كه فریاد كودكانی را كه در دامان خدا می سوختند خاموش می ساخت.
    .

    شفا جنگها و قتل عام هایی که به فرمان خدایان مورد علاقه وی رخ داده را فراموش می کند و می گوید :


    تا هنگامی که مسیحیت و اسلام پا به صحنه تاریخ نگذاشته بودند، هیچ جنگی بنام مذهب صورت نگرفته بود
    هیچیک از آئین های اساطیری از راه زور بدنبال گسترش نفوذ خود نرفته و دست به کشتار نزده بود.

    او شهرهایی چون اشور؛ بابل وعیلام که بهمراه معابدشان تبدیل به مخروبه شدند؛ بیت المقدسی که بارها بفرمان مردوک،انو، عشتار،امون و مارس در اتش سوخت و مردم اورشلیم و سامره که بارها قتل عام شدند را در تاریخ نخوانده ؟؟ فرمان داروش بر جنگ و برانداختن دین مجوسیان را جنگ مذهب نمی داند؟!!!
    جالب است که وی در صفحه بیستم به یکی از جنگهای خونریز تاریخ که بدست اشور نصیر پال رخ داده اعتراف می کند و عملا در کتاب خود دچار دو گانگی می شود. وی می نویسد:
    به یاری عشتار و اشور ، خدایان بزرگ، و به فتوای کاهنان مقدس، با لشکریان و ارابه های جنگی خودم از کوها گذشتم و بجانب کینابو رفتم. به شهر و قلعه مستحکم ان یورش اوردم و انجا را تصرف کردم ؛ همه مدافعان قلعه را از دم تیغ گذارندم و سه هزار اسیر را زنده زنده در اتش سوزاندم و حتی یک تن از انان را باقی نگذاشتم تا به کار گروگانی رود. سردار دشمن را بدست خودم پوست کندم و پوستش را به دیوار شهر اویختم. انگاه به جانب شهر تلا رفتم که بخوبی مستحکم شده بود و سه بارو داشت. چون صاعقه بدان یورش بردم و سر انجام ان را گشودم. سه هزار سپاهی را درهمان دروازه شهر از دم تیغ گذراندم؛ سپس بسیاری دیگر را در اتش سوزاندم اسرای فراوانی نیز گرفتم گه از انها پاره ای را دست بریدم و پاره ای دیگر را گوش وبینی ؛وچشمان بسیاری از انها را در اوردم. از بدنهای کشتگان پشته ها ساختم و سرهایشان را به تاکهای بیرون شهر اویختم و جوانان و دختران را زنده در شعله های اتش انداختم. کاری کردم که خدای بزرگ اشور و خدای بزرگ عشتار از من راضی شدند ” سنگ نوشته اشورنصیربال
    assurnazirl

     

     

    شفا که عقیده دارد اختلافات احتمالی خدایان به صورت مسالمت امیزی حل می شد ایا منظور او از مسالمت امیز این کتیبه است ؟؟ و ایا ایشان بعد از اتمام کتاب خود ان را بازنگری نکرده که دچار اینچنین تناقضی شده است؟؟
    —————-امید معین————————-
    با استناد به:
    نهج البلاغه .و تاریخ تمدن ج۱ نوشته ویل دورانت



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :عمومی ،




  • حمید امیری


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :




    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات