كتابى كه برجناب موسی نازل شده قرآن كریم آن را (تورات) معرفى نموده و در سوره احقاف ، آیه 12 آن را به دو وصف امام و رحمت توصیف نموده ، در سوره انبیاء آیه 48 آن را (فرقان ) و (ضیاء) خوانده ، در سوره مائده آیه 44 آن را هدى و نور خوانده و در سوره اعراف ، آیه 145 فرموده : و كتبنا له فى الالواح من كل شى ء موعظه و تفصیلا لكل شى ء برایش در الواح از هر چیزى موعظه اى ، و نیز براى هر چیزى تفصیلى نوشتیم .چیزى كه هست خداى تعالى در چند جاى قرآن كریم كه او را به اوصاف مزبور ستوده ، فرموده كه : بنى اسرائیل تورات را تحریف كردند، و در آن اختلاف نمودند، تاریخ هم مؤ ید گفتار قرآن است.” علامه طباطبائی[1]

شجاع الدین شفا می نویسد:سه کتاب توحیدی تورات، انجیل و قران که در جهان اسلام سه کتابی شناخته می شوند که مستقیما از اسمان بر موسی و عیسی و محمد نازل شده اند ، نه تنها نحوه پیدایش مشابهی ندارند، بلکه بعکس هر کدام از انها از نظر نحوه شکل گیری و تدوین و انتشار تاریخچه ای بکلی جدا از دوتای دیگر دارند ، بطوریکه از این دیدگاه هیچ شباهتی بین انها نمی توان یافت .”[2]

توراتی که امروز وجود دارد ان تورات نیست که قران میفرماید :”و لقد اتینا موسى الهدى و اورثنا بنى اسرائیل الكتابهـمـیـن مـا بـودیـم كـه بـه مـوسـى هـدایـت دادیـم و كـتـاب (تورات) را بـه ارث بـه بـنـى اسرائیل دادیم.

متنی که امروز یهودیان تورات می نامند به زمان موسی ع منتهی نمیشود و سلسله سند در فترت و فاصله بین بخت نصر (یکی از پادشاهان بابل) و کورش قطع شده.

در ارتباط با انجیل نیز هم   اینطور است   .انجیلهای چهارگانه: “متی”، “مرقس    ،  لوقا”، و”یوحنا “کتابهائی هستند که بعد از عیسی ع تالیف شدهاند . ومنظور قران   از  آتیناه الانجیل فیه هدی و نور  این کتابهای چهار گانه نیست که نزد   مسیحیان به انجیل معروف هستند. ایا با وجود این میتوان انتظار داشت که محتوای تورات   و انجیلهای امروزی از همه لحاظ با قران هماهنگ باشند     ؟   

ایشان این موضوع را می داند و بارها از دیدگاه خود و دیگران اذعان می کند :

  “برسیهای گسترده تورات شناسان غربی در همین سه قرن ، این واقعیت را نیز روشن کرده است که خود تورات اصولا یک متن واحد نیست که توسط خدا یا موسی نوشته شده باشد “.

وهمچنین می گوید : “به گفته گ. وینکن از مطالب انجیلها تا کنون هشتاد هزار برداشت و تفسیر مختلف به ما رسیده است. ایا کسی هست که با اطمینان به ما بگوید کدامیک از اینها را باید وحی خداوند و کدامیک را نظریات ادمیان بدانیم ؟”(3)

ایشان که این عقیده را دارد چه لزومی داشت که در داستانهای انبیاء تماما از تورات استفاده کند و پیامبران خدا را با استناد به تورات برسی کند در حالی که معتقد است این کتاب متنی واحد نیست که از سوی خدا نازل شده است. ایا این شیوه نقد وبرسی که شفا از روی ناچاری و سردرگمی از سوی به سویی دیگر می پرد نزد منتقدان و مولفان قابل پذیرش هست ؟

انچان که وی می نویسد :پژوهشگران تاریخ مذاهب در کشورهای اروپائی و امریکائی ، در قرن گذشته و قرن حاضر در برسی های تاریخی و تحقیقی ومذهبی خود بدین نتیجه رسیده اند که شخصیتی بنام ابراهیم ، بدان صورت که در تورات امده است ، اصولا وجود خارجی نداشته است.(4)

این در صورتی است که قران و مسلمانان از ابتدای امر وقرنها قبل از تورات شناسان و انجیل شناسان غربی اثبات کردند که محتوای این دو کتاب مقدس دستخوش تغییرات شده و مواردی به ان اضافه یا از ان کاسته شده است .

واقعیتی که در این سه قرن پژوهشگران برای شفا روشن کرده اند در صدر اسلام برای مسلمانان روشن و واضح بود. شایسته این بود که اقای شفا نظر محققین و مراجع اسلام را در این مورد نیز جویا می شد زیرا بخش عظیمی از کتاب مسلمانان در معرفی اهل کتاب است.

ایت الله مکارم شیرازی در این باب می نویسد:

چنان که کتب عهد جدید “اناجیل”وعهد قدیم “تورات و کتابهای وابسته” به ان را   بدقت بررسی کنیم خواهیم دید که این کتابها هیچکدام لحن اسمانی ندارند، یعنی جنبه   خطاب خداوند به بشر در انها نیست ؛ بلکه به خوبی از اینها استفاده می شود که اینها   از زبان شاگردان و غیر شاگردان از پیروان ائین موسی ع و مسیح ع به شکل تاریخ و شرح  زندگی نوشته شده است و ظاهرا یهود و مسیحیان کنونی نیز این مطلب را انکار نمی کنند زیرا داستان مرگ موسی و عیسی و حوادث زیادی که مربوط به زمانهای بعد از ان در این کتابها امده است ؛

 نه به عنوان پیش بینی بلکه به عنوان خبری از گذشته است ،ایا چنین کتابی امکان دارد بر موسی و عیسی نازل شده باشدمنتها مسیحیان و یهودیان عقیده دارند که این کاتبها چون به دست انسانهایی نوشته شده که از وحی اسمانی با خبر بودند کتاب مقدس و قابل اعتماد و خالی از اشتباه محسوب می شود .(۵)

اقای شفا که ادعا می کند کتابخانه ای مشتمل بر 140000کتاب دارد که تمامی انها را خوانده و از انجایی که وی یک مسلمان زاده است باید از این موضوع اطلاع می داشت.!!

لیکن نا اگاهانه می گوید : بسیاری از علما و فقهای مسلمانان تورات را از نزدیک نمی شناخته اند،امروز هم نمی شناسند.!!!(۶ )

این گفته ایشان به هیچ وجه درست نیست و نشان از بی اطلاعی وی دارد. از سال اول هجرت؛ مسلمانان با یهودیان و کتابشان اشنا بودند .رخدادهایی که از سالهای اولیه حکومت اسلامی در مدینه تا به امروز در قدس رخ داده نشان می دهد که مسلمانان بیش از هر پژوهشگری سابقه تحقیق و شناخت از یهود و تورات دارند . صرف نظر از رویدادها؛مناظرات و جنگهایی که بین مسلمانان و یهودیان در طول تاریخ رخ داده؛ قران کریم خود مصدری موثق در شناخت و معرفی تورات و یهودیان و نیز انجیل و مسیحیان است .

چند استناد قرانی که دلالت بر کتمان، دستکاری و تحریف تورات بدست یهودیان دارد:

اول:{یا أیها الرسول لایحزنک الذین یسارعون فی الکفر من الذین قالوا آمنّا بأفواههم و لم تؤمن قلوبهم و من الذین هادوا سمّاعون للکذب سمّاعون لقوم آخرین لم یأتوک یحرّفون الکلم من بعد مواضعه یقولون إن أوتیتم هذا فخذوه و إن لم تؤتوه فاحذروا}سوره مائده 41

ای فرستاده(خدا)! آنها که در مسیر کفر شتاب می کنند و با زبان می گویند ایمان آوردیم و دلهای آنها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند! و همچنین گروهی از یهودیان که خوب به سخنان تو گوش می دهند، تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند. آنها جاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده اند، آنها سخنان را از مفهوم اصلی اش تحریف می کنند و به یکدیگر می گویند: اگر اینکه ما می خواهیم به شما داده شد (و محمد طبق خواسته شما داوری کرد) بپذیرید و گرنه از او دوری کنید.به باور بسیاری از تفسیرنویسان جمله «یحرّفون الکلم من بعد مواضعه» ظهور در تحریف تورات از سوی برخی از یهودیان دارد.

دوم :{من الذین هادوا یحرّفون الکلم عن مواضعه و یقولون سمعنا و عصینا و اسمع غیرمسمع و راعنا لیاً بألسنتهم و طعنا فی الدین} سوره نساء46

بعضی از یهود، سخنان را از جای خود، تحریف می کنند و (به جای اینکه بگویند: شنیدیم و اطاعت کردیم) می گویند: شنیدیم و مخالفت کردیم! و (نیز می گویند:) بشنو! که هرگز نشنوی! (از روی تمسخر می گویند: )راعنا تا با زبان خود حقایق را بگردانند و در آیین خدا طعنه زنند.

سوم:{وما قدروا الله حق قدره اذ قالو ما إنزل الله علی بشر من شیء قل من إنزل الکتب اذی جاء به موسی نورا و هدی للناس تجعلونه قراطیس تبدونها و تخفون کثیرا.….} سوره مائده 91

انها خدا را چنانکه باید نشناختند که گفتند هیچ چیز بر هیچ انسانی نفرستاده بگو چه کسی کتابی را که موسی اورد نازل گردانید کتابی که نور وهدایت برای مردم شما بود (اما شما) انرا بصورت پراکنده قرار می دهد قسمتی را اشکار و قسمت زیادی را پنهان می دارید .

چهارم :{فویل للذین یکتبون الکتاب بأیدیهم ثمّ یقولون هذا من عندالله لیشتروا به ثمناً قلیلاً فویل لهم ممّا کتبت أیدیهم و ویل لهم ممّا یکسبون.}بقره 79

پس وای بر آنها که نوشته ای با دست خود می نویسند، سپس می گویند: این از طرف خداست» تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنچه با دست خود نوشتند و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می آورند.
گروهی از تفسیرنویسان با بهره وری از آیه یادشده تحریف تورات را نتیجه گرفته اند، در نگاه ایشان جمله یکتبون الکتاب بأیدیهم ثمّ یقولون هذا من عندالله» حکایت از تحریف تورات از سوی یهودیان دارد

پنچم:{أَفَتَطمَعونَ أَن یُؤمِنوا لَكُم وقَد كانَ فَریقٌ مِنهُم یَسمَعونَ كَلـمَ اللّهِ ثُمَّ یُحَرِّفونَهُ مِن بَعدِما‌عَقَلوهُ وهُم یَعلَمون.}

خداوند از حضرت(محمد) مى‌خواهد به ایمان یهود امیدى نداشته باشد; زیرا عالمان آن‌ها (احبار) كه از بزرگان آنان به‌شمار مى‌آمدند كتاب‌خدا را تحریف كردند و دستورات آن را نادیده گرفتند.

و همچنین: ال عمران98،187و78/ بقره 101،159/توبه ۳۱

شفا با شگرد خاصی درکتاب تولدی دیگر با استفاده ابزاری از دو کتاب تورات و انجیل سعی بر ان دارد تا به هدف اصلی خود که همان ستیز با قران کریم و اموزه های اسلامی است برسد . او خود را یک محقق و منتقد به ادیان اللهی معرفی می کند و کژراهه های فکری و تعصبات ضد اسلامی خود را با نقاب ازاد اندیشی و بنیاد گرائی به ذهن جوان و نوجوان ایرانی القاء می کند . به قول دوستی : من گمان نمی کردم که از دست دادن ، معاونت فرهنگی دربار پهلوی جناب شفا را تا این اندازه اشفته خاطر سازد که به سقوطگاه رزم با پیامبران خدا قدم گذارد.!!!

————————————————-امید معین———————————-

۱تفسیر المیزان /ج16

۲.تولدی دیگر/ف کتابهای توحیدی

.۳تولدی دیگر/همان/ص2

.۴تولدی دیگر/ف4/ص13

۵.تفسیر نمونه /ج5/ص 340

6.تولدی دیگر/ص

188

http://paintingword.bloghaa.com/page/2/